ترجمه اسناد ویکی لیکس در رابطه با جنبش سبز
به: اس ای سی استیت، واشنگتن
شورای امنتیت ملی کاخ سفید،واشنگتن
سیا، واشنگتن
سفارت ابوظبی
دی ان آی، واشنگتن
اس ای سی دی ای اف، واشنگتن
یو اس سی ای ان، تی سی اوام، اینتل، مک دیل
از: بخش محرمانه، آر پی او، دبی
موضوع: اپوزیسیون حزب سبز ایران: شکل گیری وتکامل
طبقه بندی شده توسط: آلن ایر
1- خلاصه: جنبش سبز اعتراضی ایران به دنبال انتخابات ریاست جمهوری دستکاری شده 12 ژوئن به وجود امد. چیزی که به عنوان جنبشی در اعتراض به نتیجه انتخابات اغاز گشت اکنون هم انهایی را که به دنبال دستیابی به حقوق مصرح در قانون اساسی اسلامی ایران هستند و هم دیگرانی که به دنبال نظام دیگری هستند را زیر سقف خود گرد اورده است. اگرچه تعداد کسانی که مایلند به صورت علنی زیر پرچم جنبش به تظاهرات بپردازند به واسطه سرکوب رژیم کاهش یافته است هسته مرکزی آن که اغلب از جوانان شهری سنین دبیرستان هستند، نشانهای از تسلیم نشان نمیدهند.اما علیرغم انکه رژیم سعی در خرد کردن جنبش دارد جنبش ساختار متصلب و سختی ندارد و بین رهبری نخبگان و اعضای عادی جنبش که در خیابانها به اعتراض می پردازند، حفرهای ای وجود دارد. در خارج از چتر جنبش سبز گروهی ناراضی وجود دارد که تا کنون تمایلی به پیوستن به جنبش نشان ندادهاند و شباهتی به آن بخش از هواداران جنبش که مایل به براندازی نظام هستند ندارند. پایان خلاصه.
2- یادداشت: این نوشته بخش اول از مجموعه سه نوشتهای است که وضعیت اپوزیسیون ایران از زمان انتخابات ریاست جمهوری 12 ژوئن، انچه که ممکن است در کوتاه مدت رخ دهد و انچه که تا کنون مهمترین اهرمهای سیاسی ایالات متحده بوده است و ترکیبی که ممکن است مهمترین تاثیرات را در ماه های آتی داشته باشد را بررسی می نماید.
الف – شکل گیری جنبش سبز
—————————
3- ساختار انتخابات و منشا شکل گیری جنبش سبز: ناآرامیهای جاری ایران در ژوئن 2009 اغاز گشت. هنگامی که تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری ایران توسط یک سری مناظره های تلوزیونی (برای اولین بار) میان چهار نامزد انتخاباتی شور و نشاط گرفت: نخست وزیر پیشین میر حسین موسوی (اصلاح طلب)، رییس پیشین مجلس مهدی کروبی (اصلاح طلب)، دبیر شورای تشخیص مصلحت نظام محسن رضایی (محافظه کار میانه رو) و رییس جمهور محمود احمدی نژاد (محافظه کار تندرو). اتهامات ایراد شده توسط احمدی نژاد مبنی بر اینکه رییس جمهورهای پیشین رفسنجانی و خاتمی در کنار موسوی ودیگر اصلاح طلبان علیه حکومت او همدست شدهاند و سعی دارند انقلاب را غارت کرده و ثروت خود را افزایش دهند مردم عادی را شوکه کرد. گستاخی و اتهامات غیر معمولی که از حد و حدود قابل قبول ادب ایرانی فراتر می رفت، بسیاری از بینندگان را تحت تاثیر قرار داد (برخی را ناراحت و عده ای دیگر رابه شور و نشاط اورد)و امیدوار نمود که ممکن است این انتخابات بیش از انتخابات گذشته به یک رقابت واقعی نزدیک باشد و اینکه ممکن است احمدی نژاد با بداقبالی روبرو شود.
4- این مناظرههای انتخاباتی علاقه عمومی به انتخابات را برانگیخت و طی هفته اخر یا در همین حدود پیش از انتخابات 12 ژوئن موسوی نامزد اصلاح طلب با حمایت پشت صحنه از سوی خاتمی و رفسنجانی برای اولین بار علنا با طرفدارانش از «جنبش سبز» سخن گفت. بخشی از طرفداران وی جوانان رای اولی بودند برخی نیز افراد مسنتر احیا شده از اصلاح طلبان دوم خردادی بودند که با حمایت خود از خاتمی در 1997 و 2001 رکورد جدیدی را به ثبت رساندند، اما در نهایت به واسطه ناتوانی خاتمی از ایجاد تغییر از سیاست رویگردان شده بودند. یکی دیگر از گروههای پرشمار رای اولی از قشر موسوم به «اکثریت خاموش» بودند. یعنی کسانی که هرگز در انتخابات شرکت نکرده بودند اما با چشم انداز تغییرات مثبت دلگرم شده و امیدوار بودند که این انتخابات سالم برگذار خواهد شد.
ممکن است موسوی حتی حمایت برخی از رای دهندگان مسنتر و محافظهکارتر که مدیریت با ثبات وی بر اقتصاد ایران طی دوران جنگ ایران و عراق در دهه 1980 را به خاطر داشتند را نیز جلب کرده باشد.
5- روز انتخابات: انتخابات در جمهوری اسلامی ایران هرگز آزاد و منصفانه نبوده است. اما تا ژوئن 2009 بیشترین دستکاریهای انتخاباتی در درجه اول شامل غربالگری ایدئولوژیک نامزدهای نامطلوب توسط شورای محافظه کار نگهبان می گردید و به علاوه شامل دستکاری بالنسبه سطح پایین آراء از جمله با استفاده از بسیج، برای بیرون کشیدن رای می گردید. عقل متعارف حکم می کرد که به یمن حضور جوانان پرشور و رای دهندگان شهری در 12 ژوئن یک چرخش بزرگ به نفع موسوی شکل خواهد گرفت. کسی که تنها به یک تفاضل چند میلیونی رای نیاز داشت تابه صورت یک ضرب یا در رقابتی دو به دو با احمدی نژاد پیروز انتخابات باشد. در حالیکه ما نمی دانیم یا شاید هرگز ندانیم که شمار واقعی آرای 12 ژوئن چگونه بود، اما این روشن است که دستکاری آرا در سطحی بالا صورت گرفته و تقلب سیستماتیک در شمارش آرا رخ داده است (در واقع اگر اساسا آرا مورد شمارش قرار گرفته باشد)
6- علت برگذاری انتخابات دستکاری شده: بسیاری از دلایل واضح به نظر می رسد. بخشی از پاسخ به علاقه رهبری عالی ایران خامنهای به یک دست کردن کنترلش بر قوای سه گانه حکومت به منظور توانمند سازی دست ایران و به طور خاص دست خودش در مذاکرات آتی با غرب و ایالات متحده بر سر مساله هستهای مربوط می شود. به خصوص بخشی از پاسخ این است که پس از ریاست جمهوری خاتمی 2005 – 1997 خامنهای عزم خود را جزم نمود تا از دست یابی اصلاح طلبان به ویژه مخالف سیاسی دیرین خود میر حسین موسوی به قدرت اجرایی جلوگیری کند. خامنه ای رفسنجانی را به عنوان جدیترین حریف خود تلقی می کند او همچنین مرعوب محبوبیت خاتمی است.
بنابر این اینکه رفسنجانی و خاتمی هر دو از موسوی حمایت کردند ممکن است خامنهای را به این نتیجه رسانده باشد که پیروزی موسوی قدرت را در دستان آن رقبای ناخوشایند متمرکز خواهد کرد که در نتیجه این امر به ناچار به حاشیه نشین شدن وی منتهی خواهد شد. بخشی از پاسخ به قدرت گرفتن روزافزون محفل تندرو سپاه پاسداران مربوط است که در سال 2005 از احمدی نژاد حمایت کردند. کسانی که از احمدی نژاد حمایت کردند طی 4 سال ریاست جمهوری وی با استفاده از منابع مالی و حمایت حکومت قدرتمندتر گردیده و قادر گردیدند قدرت و ثروت محفلی خود را تقویت کنند. بنابراین اگرچه در بدنه سپاه احمدی نژاد از حمایت یک دستی برخوردار نبود محفل تندرو سپاه که اغلب از افسران عالی رتبه با سوابق مشترک اطلاعاتی – امنیتی تشکیل گردیده خواستار «چهار سال دیگر» بودند. شواهد موجود نشان می دهد محفل تندرو سپاه به خامنهای اطمینان داده بودانتخابات دستکاری شده با کمترین تبعات قابل اجرا است
7- البته همانطور که بعدا با سرازیر شدن میلیونها نفر از مردم عادی به خیابانها که فریاد می زدند «رای من کجاست» مشخص شد، انها اشتباه می کردند. در 19 ژوئن خامنهای ظاهر بی طرف خود در قبال جناحهای سیاسی را که تا آن زمان به دقت حفظ کرده بود، کنار گذاشت و با «حماسه» نامیدن انتخابات 12 ژوئن اولین گام در راه دراز سرکوب پس از انتخابات را برداشت و گفت آنها که نتایج را زیر سوال می برند دست از اعتراض بردارند و به راه بیایند در غیر این صورت با عواقب آن روبرو خواهند شد. در مقابل هنگامی که رهبران اصلاح طلب موسوی، کروبی و خاتمی نشان دادند که حاضر به کنار کشیدن نیستند، چیزی که پیش از انتخابات بانام جنبش سبز شکل گرفته بود به ارامی به «راه سبز امید» تغییر شکل داد.
8- پاسخ رژیم: عکس العمل رژیم به فعالیتهای پس از انتخابات دارای دو وجه در دو سطح نخبگان و مردم عادی بود:
در سطح نخبگان رژیم به ارعاب گستردهای دست زد که شامل محاکمات نمایشی به سبک استالینی بود که نه تنها «تمام مظنونان معمول» یعنی اصلاح طلبان رده اول و در درجه نخست بخش همراه با جنبش دوم خرداد خاتمی را در بر می گرفت، بلکه همچنین اعضای خانوادههای انان و به علاوه اصلاح طلبان رده دوم، فعالین سیاسی و حقوق بشری و خبرنگاران را نیز شامل میشد. بسیاری اگر نگوییم اکثر دستگیر شدگان ، از جمله آن بخش از دستگیر شدگان که بیشترین توجه را در غرب برانگیختند، هیچگونه نقش حائز اهمیتی چه در تبلیغ نامزدی موسوی و یا اعتراضات پس از انتخابات به عهده نداشتند. اگرچه شواهد موجود نشان می دهد، دستگیری گسترده فعالین جوانتر و کمتر شناخته شده جنبش سبز نیز صورت گرفته است. در درون رژیم، خامنهای به سرعت تلاش کرد مهرههای هرچه بیشتری را از جمله محافظه کاران سنتی همچون لاریجانی رییس مجلس، رییس پیشین سپاه پاسداران (و نامزد شکست خورده انتخابات) محسن رضایی و قالیباف شهردار تهران را پشت سر خود قرار دهد. همه اینها مخالف احمدی نژاد بودند و ممکن بود از رفتن او خرسند شونداما در عین حال اینها کسانی بودند که وفاداری انها به نظام و رهبری موجب میشد که در مورد گستردگی تقلب انتخاباتی اغماض کنند.
در سطح مواجهه با مردم عادی رژیم به صورت روزافزون فشار خود را در مناسبتهایی که طی آن هواداران جنبش سبز به خیابانها میامدند افزایش داد. تاریخهای کلیدی به خیابان امدن جنبش سبز به شرح زیر است:
- 20 ژوئن 2009: یک روز پس از خط و نشان کشیدنهای خامنه ای در سخنرانی نماز جمعه صدها هزار نفر از ایرانیان در تهران به راهپیمایی اعتراضی دست زدند که همچنین برای اولین بار استفاده چشمگیر از نیروهای رژیم علیه معترضین مشاهده گردید. کشته شدن یکی از تظاهرکنندگان جوان، ندا آقا سلطان، توسط تصویر ویدیویی ضبط شد که توجه جهانی را به اعتراضات جلب کرد و به جنبش سبز نمادی تراژیک اما اسطوره ای از شهادت برای مقابله با رژیم اعطا کرد.
- 28 ژوئن 2009 (هفتم تیر): اولین باری که جنبش سبز از پوشش یک مناسبت رسمی برای راهپیمایی علیه حکومت استفاده کرد. حامیان جنبش سبز که توسط یکی از دستیاران کلیدی موسوی هدایت می شدند با تسخیر یک مراسم رسمی که به مناسبت سالگرد بمبگذاری سال 1981 که به کشته شدن چند تن از رهبران انقلاب منجر شد برگذار گردیده بود، نیروهای امنیتی را خلع سلاح کردند.
- 17 جولای 2009: اولین و تنها باری که از 12 ژوئن رییس جمهور پیشین رفسنجانی که از بسیاری لحاظ هدف اصلی طیف تندرو رژیم بود اجازه یافت مراسم نمازجمعه تهران را برگذار کند. سخنرانی رفسنجانی که بسیار انتظار ان کشیده شده بود و طی آن به نتایج رسمی انتخابات تسلیم نگردید، به حامیان اپوزیسیون جانی دوباره داده و به درگیریهای خیابانی منتهی گردید
- 18 سپتامبر 2009(روز قدس): مناسبت حکومتی به منظور نمایش همبستگی با فلسطینیان توسط صدها هزار نفر از حامیان جنبش سبز که نمادهای سبز را برافراشته و شعارهای ضدحکومتی سر داده بودند مصادره شد. روز قدس اوج توانایی جنبش سبز در به صحنه اوردن شمار چشمگیری از مردم به خیابانها بود و اخرین باری که نیروهای امنیتی از دست زدن به خشونت گسترده اجتناب کردند.
- 4 نوامبر 2009 (سالگرد تسخیر سفارت آمریکا): جنبش سبز امیدوار بود که بابهره گیری از اولین مناسبت پس از بازگشایی دانشگاهها روز قدس را تکرار کند. افزایش هشدارهای تهدیدامیزاز سوی نیروهای امنتیتی و افشای سورفتارهای صورت گرفته با بازداشت شدگان موجب کاهش شمار تظاهرکنندگان جنبش سبز و شدت ببیش از پیش درگیریهای خشن گردید.
- 27 دسامبر 2009 (عاشورا و هفتمین شب عزاداری ایت الله العظمی منتظری): عاشورا با دست کم 9 کشته شاهد خشن ترین درگیریها از 20 ژوئن بود. همچنین خارج از تهران درگیریهای خشنی در دیگر شهرهای بزرگ نیز رخ داد.
پی نوشتهای مترجم:
کدهای مربوط به طبقه بندی جهت تلخیص از ابتدای سند حذف گردیده است
در اصل سند هرجا که از ایت الله خامنه ای نام برده شده اصطلاح رهبر عالی هم پیش از ان امده که در ترجمه جهت تلخیص حذف شده است
این قسمت از اسناد بخش یکم اسناد منتشر شده است. بخش دوم به بررسی وضعیت فعلی جنبش سبز و اپوزیسیون اختصاص دارد که به زودی ترجمه ان به دنبال بخش اول منتشر خواهد شد

[...] This post was mentioned on Twitter by Arash, Ardalan. Ardalan said: Liked "اسناد افشا شده ویکی لیکس در رابطه با جنبش سبز" http://ff.im/-uvWvc [...]
خیلی زحمت کشیدی … دست مریزاد
[...] منبع: ویکیلیکس، ترجمه از کافه نادری [...]
عالی سپاس
ممنون. دستتون درد نکنه
عالی بود کافه خانجان!
با سلام
احتراما ، پيوند وبلاگ شما در ليست پيوندهاي وبلاگ تنفس در هواي آزادي ، اضافه شد .
http://nafas1388.blogspot.com
برگزاری داداش…برگزاری……
سپاسگذارم