فرض کنید شخصی لباسی شبیه رابین هود بپوشد و به شیوه او در جنگل مخفی شود اما از فقرا بدزدد و به ثروتمندان بدهد به چنین شخصی می توان گفت رابین هود وارونه حال اگر کسی خصوصیات رندی و زیرکی رندانه را از خود بروز دهد اما عملکردش به نفع زورمندان باشد و به ضرر زیردستان چنین شخصی را نیز میتوان رند وارونه نامید. به نظر من مهران مدیری یک رند وارونه است و در اینجا شرح خواهم داد چرا وی را مستحق چنین لقبی می دانم و شاید با این توضیحات دلیل نفرت ناخوداگاه بسیاری از مخاطبان اثار وی نیز مشخص شود.
اگر مثل اعلای رندی را شخصیت حافظ شیرازی بدانیم می توانیم بگوییم رند کسی است که با نازک بینی و ظرافت معایب جامعه را می بیند و در فضای خفقانی که هیچگونه انتقاد مستقیمی ممکن نیست با چاشنی طنز و ایهام و کنایات دوپهلو حرف خود را می زند ونقاب از چهره سالوس ریاکاران زمانه برمی گیرد. علاوه بر این حافظ از شیوه ملامتیان نیز بهره میبرد به این معنی که با تمسخر یا عیب گرفتن بر خود در کنار قدرتمندان، از اینکه او را متهم به برج عاج نشینی و خود برتربینی کنند احتراز می نمود:
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می کنند
حافظ خود را در ردیف مفتی و محتسب قرار می دهد و یک سوزن به خود میزند تا جوالدوز زدن به قدرتمندان فاسد را ممکن سازد.
چنین خصوصیاتی به عنوان خصوصیات رندانه در ذهن ناخوداگاه ما ایرانیان نقش بسته است. شخصیتی که رندانه و بهلولوار حق را می گوید آن هم به گونه ای که گزگ به دست قدرتمندان ندهد و جان خویش را هم از مهلکه به در برد.
کارهای مهران مدیری برخی از خصوصیات فوق را دارد و شاید تداعی ناخوداگاه کاراکتر مهران مدیری با شخصیت رندانه ای که در حافظه تاریخی ما ایرانیان است موجب محبوبیت او نیز می شود. اما به گمان من مدیری تنها ظواهر رندی را نشان می دهد اما عملکردش کاملا برخلاف یک رند راستین است. او یک سوزن به صاحبان قدرت می زند تا بتواند یک جوالدوز و یا چیزی خطرناکتر را به ملت فرو کند.
او همچون مرحوم کیومرث صابری (گل آقا) سوپاپ اطمینان مورد اعتماد نظام است با این تفاوت که از فرهیختگی صابری برخوردار نیست. مهران مدیری و تیم ثابتش ان چنان مورد اطمینان صدا و سیمای حکومتی هستند که مجالی به دیگران داده نمیشود. بگذریم از اینکه گاهی اوقات همچون مسخره کردن اعتصاب غذای منتقدان نظام در یکی از کارهای قبلیش به سفارشی کاری نیز میپردازد اما به طور کلی نقش مدیری به عنوان سوپاپ اطمینان در کل سیستم همانقدر لازم است که نقش لباس شخصیها و نیروهای سرکوبگر
از جایی فشار وارد می شود و از جای دیگری باید فشار اضافی خارج شود تا از انفجار جلوگیری کند
در سریال قهوه تلخ جایی هست که به زندان انداختن پی در پی یکی از کارکترهای سریال با بهانه های واهی و برخورد جسم سخت! به سر وی دستمایه شوخی و خنده می شود. برای شما موارد مشابهی که توسط حکومت انجام شده تداعی می شود و شما می خندید و این همان چیزی است که نظام می خواهد. شما با درک شباهت سوژه و موارد مشابهی که با زندانی کردن دختران و پسران و تجاوز و سر به نیست کردنشان و در نهایت صرفا با گزارشی از برخورد جسم سخت پرونده را بسته اند می خندید و این چیزی است که قدرتمندان می خواهند.
هیات منصفه ای که می خندد حکم اعدام نمی دهد


دوست عزيز
نظرم كمي با شما فرق مي كنه.كار توي تلويزيون ايران سخته. با همه محدوديت ها افراد يه جاهايي از خط قرمز رد مي شوند و دل مردم هم خنك ميشه.ولي مگه به همين سادگيه كه فردي با ديدن يه سكانس همه مسايل رو فراموش كنه و نظرش عوض بشه؟ اگه مردمي باشند كه اينقدر راحت نظر شون عوض بشه لابد در شرايط ديگه هم خيلي مطيع عمل مي كنند و بهتره كه زياد روشون حساب نشه.اون عكسي هم كه انداختين مال خيلي قديم هست . خيلي از ماها جو گير شديم.ايشان هم يكي از ما.جمعيت راهپيمايي كننده سال 57 رو كه يادتون نرفته؟خيلي هاشون از كارشون پشيمون هستند .
كلا چون كارهاي مهران مديري ايرانيزه و بومي كردن بعضي سريال هاي خارجي مثل فريندز و.. هست خيلي كارهاشو دوست ندارم. ولي اين نوشته شما منو ياد نوشته هاي يك اقاي خيلي افراطي به نام نصيرنصيبي انداخت كه خيلي افراطي و غير منصفانه و با كينه راجع به سينماي ايران مي نويسه.ويه جورايي مثل روزنامه كيهان البته از جايگاه مخالف رژيم سينما رو نقد مي كنه.البته به شما جسارت نمي كنم. بين شما و ايشون خيلي فرقه.ولي اين ديدگاهتونو موافق نيستم.
من از شما که عقیده دارید مهران مدیری از خط قرمزهای صدا و سیما عبور میکنه تا دل مردم را خنک کنه یک سوال دارم: ایا مسئولین صدا و سیما ابله هستند؟ چطور تیکه هایی را که هر بچه ای درک میکنه انها درک نمیکنن؟ چطور سالهاست که مهران مدیری از خط قرمزهای صدا و سیما عبور میکنه و این را شما متوجه شدید اما خود مسئولین صدا و سیما متوجه نشدند؟
na be taghadose defa motaghedam na esalami kardane in defaee.ama harki vaseh vatanesh jangeed mohtaremeh va shoma ziiadi az onvare boom oftadin
نوشته من ارتباطی با جنگ نداشت عکسی هم که در صفحه استفاده شد مربوط به یک فیلم است
به نظر من سریال قهوه تلخ، اینقدر که ما سعی داریم آن را سیاسی و مرتبط با وضعیت امروز نشان بدهیم، در گیر مسائل روز نیست، به نظر من بیشتر به مسائلی پرداخته که واقعا سالها و قرنهاست که ایرانیان باهاش درگیر هستند. اینکه یک همایونی باشد و یک سری رعیت بی اهمیت و یک گروهی «پاچه خار» و دخالت مستقیم اجنبیها و یک راوی، مربوط به سیاست امروز نیست، این چوب هم که بر سر بازیگر میخورد، آن هم موضوع روز نیست!(سالها میگذرد و این چوبها هنوز بر سر ما است! گاهی فکر میکنم که اگر این چوب نباشد ما خودمان به زور چوب دیگری درست میکنیم که بالای سرمان نگاه داریم!) ولی خوب خیلی از ماها به شبیه سازی علاقه داریم این است که به زور هم شده سعی در پیدا کردن شباهت بین این محفل همایونی و دستگاه حکومتی امروز هستیم یا اینکه بعضی از این سبزها به زور قصد دارند که این سریال را و مدیری را سبز جلوه بدهند…و این در حالی است که پشت این شبیه سازیها کمترین تفکری نیست!!!
کاملن مخالفم
برا خودتون بریدی دوختی و رفتی
مهران مدیری ده دوازده ساله شایدم بیشتر داره کار طنز انجام میده و دل ملت رو شاد می کنه
هیچ چیز پیچیده ای هم این وسط نیست
شما داری برا خودت فرضیه بافی می کنی
کس دیگه ای اگر قدرت اجرای طنز داره بیاد انجام بده
مگر غفوریان نبود؟
چرا جا زد؟
عطاران کوش؟
هر چند کارای اون دو هم خوب بود
ولی این تعابیر سیاسی از مدیری برای من قابل قبول نیس
البته من اصولن اینقدر که شما سخت میگیری قضیه رو سخت نمیگیرم.
مهران مدیری برای من بت نیست و او را شاهکار نمیدانم، شاید حرف شما درست باشد، اما من اینطور فکر میکنم که، 1. نظام به جایی کشیده شده که در بدنه خودش هم مخالفان وجود دارند و دارند کار میکنند، مثل صدا و سیما. هر کس در صدا و سیما کار کند موافق دولت و نظام نیست، اما دولت برای اینکه این حداقل را از دست ندهد آنها را تحمل میکند و نگه میدارد، این با سوپاپ کمی فرق میکند. این طراحی سوپاپ نیست، تا حدودی اجبار است. 2. با بخش نشدن قهوه تلخ از سیما معلوم هست که با بخش این مدل سوپاپ به صورت گسترده و کاملا همگانی برای آنها مقدور و قابل تحمل نیست. بدلیل هزینه زیاد و به دنبال آن؛ سود سرشار و مجوزهای از قبل صادر شده اجازه بخش آن داده شد البته در سی دی، پس همه اش سوپاپ نیست. 3. وضعیت نظام به جایی کشیده شد که اگر بگوید شب است همه عینک آفتابی میزنند. اگر هم سوپاپ باشد باز هم اثر عکس دارد. همین در مقام مقایسه قرار دادن شاه و آقا در این سریال برای مثال و دیگر شخصیتها، بعد از خنده من و دوستان شد یاد آوری و چند بحث خوب سیاسی و تاریخی که این آقا با آن شاه یکی هست و چرا و چگونه؟!!! جمله آخر را نفهمیدم!!!
فكر مي كنم انقدر دايره كار در صدا وسيما و كلا در جامعه تنگ است كه با هر اقدامي ناخواسته از خط قرمز رد مي شويد .به عنوان مثال محدود كردن ازادي هاي فردي مردم.در اين جامعه دوستي دختر وپسر جرم محسوب مي شود. مگر دختر و پسرهايي كه با هم دوست مي شوند قصد مخالفت با رژيم را دارند؟خود اقاي مهران مديري بيشتر به نظر فردي در پي منافع اقتصادي اش مي ايد.حالا شايد تكه هايي در فيلم هايش رنگ و بوي سياسي هم بدهد.مگر گرفتن ماليات در تاريخ مملكت ما تحت عنوان باج و خراج ذكر نشده؟ ديد منفي ما به مساله ماليات تاوقتي كه در قالب يك حكومت مردمي قرار نگيرد وجود دارد. و تا ان زمان هرگونه اشاره اي به ان هميشه مي تواند رنگ سياست به خود بگيرد. واين مساله نه تنها در مورد سريال هاي اقاي مهران مديري بلكه در مورد بسياري از ساير سريا ل هاي تلويزيون ما صادق است.
ايشان را به نظرم نبايد اينقدر جدي گرفت.در ضمن همين صدا وسيماي محدود و فيلتر شده باز هم مورد تاييد گروه هاي افراطي نيست. مثلا به مجري برنامه 2 قدم مانده تا صبح -اقاي محمد صالح علا -روزنامه كيهان شديدا معترض است.يا موارد ديگر.
در مورد اينكه مي فرماييد چطور مردم عادي مي فهمند وسانسورچيان نمي فهمند نمونه اي از سالهاي پيش از انقلاب ذكر مي كنم. در سريال ايتاليا ايتاليا در زمان شاهنشاه فقيد اشاراتي به اشرف و ساواك شده بود كه مردم عادي ان را به راحتي مي فهميدند و در ان زمان هم ان سريال پخش شد.
در بازار فعلي كتاب گاهي كتابهايي چاپ مي شود كه با اساس اعتقادي جمهوري اسلامي متضاد است واز ديدن ان يكه مي خوريم. ولي اين كتابها هم چنان در بازار موجود است تا زماني كسي ان را بخواند و گزارش دهدكه منجر به جمع اوري ان مي شود.. البته اين كتاب ها تعداد بسيار كمي هستند ولي بهر حال وجود دارد. حتي كتاب مردگان باغ سبز كه توسط انتشارت سوره چاپ شده و از اردي بهشت امسال در بازار موجود بود در مهر ماه جمع اوري شد.البته اين كتاب مورد خاصي هم ندارد. ولي نشان دهنده عدم هماهنگي در اجراي سانسور مي باشد.
موفق باشيد
گیرم مهران مدیری همین که شما می گویی بوده باشد و مثلاً سوپاپ اطمینان و غیره. چه اشکالی دارد؟ او دارد به کشورش و به ثبات حاکمیت آن بهترین و وطن پرستانه ترین خدمت را می کند. هنرمندان بقیه دنیا مگر همین کار را نمی کنند؟
من قضاوت ارزشی نکردم که کار خوبی میکنه یا بد فقط موضوع را تحلیل کردم خوبی و بدی نسبیه برای یک عده ممکنه خوب باشه
به نظر شما اگه گل آقا مورد اعتماد نظام بود ، ماجرای بسته شدن هفته نامه گل آقا اتفاق میفتاد ؟ …..اوضاع و احوال مملکت در وخیم شدن بیماریش هم بی تاثیر نبود ! این میشه مورد اعتماد نظام ؟؟…….در مورد مهران مدیری هم همین وضعه !ء
با این پست موافقم. البته بیشتر میشود روی متن کار کرد.
yek nokte mikham begma, inke kare mehran modiri ra nabayad ba yek kare bi aybo naghs moghayese konid, shoma sharayet va zarfiytahaye emroz ro dar nazar bgirin va bad naghd konin. be har hal hamon tor dostan zekr kardan mabahese jalebi ham tu in film matrah shodem masalan moghayesaye shakhsiyathaye film ba dolatmardane emrozi. va ….
badesham khandidan hamishe be manaye be sikhre gerftan nist, khandeha gahan talkh hastan mesle ghahvaye talkh!