راز اصلی موفقیت شعبده بازان در انحراف توجه مخاطب نهفته است. شعبده باز همواره سعی می کند توجه تماشاگر را از اتفاق اصلی که رمز و راز تردستی را برملا می کند به جای دیگری معطوف کند. نحوه استدلال سیاستمداران عوامفریب هم شباهت زیادی به روش شعبده بازان دارد. اینان برای قانع کردن مخاطب ابتدا ذهن او را از موضوع اصلی منحرف نموده سپس با عملیاتی که بی شباهت به تردستی نیست نتیجه گیری نهایی خود را، که پس از این عملیات قابل قبول به نظر می رسد، پیش چشم مخاطب می گیرند. به عنوان نمونه می توانیم زمینه چینی های آیت الله خامنه ای برای برخورد و احتمالا دستگیری موسوی و کروبی که در خطبه های اخیر نمازجمعه صورت گرفت را بررسی نماییم. اما برای درک بهتر این روش جالب است که ابتدا موردی مشابه را در یکی از سخنرانی های هیتلر مرور کنیم.
یکی از سیاستهای بیمارگونه هیتلر برنامه قتل عام یهودیان موسوم به راه حل نهایی بود. با اعلام این سیاست دستگیری و اعزام یهودیان به اردوگاه های مرگ در سراسر المان و کشورهای تحت اشغال آن اغاز شد. اما واضح است که جا انداختن این سیاست و گسترش این جنون یهودی ستیزی نمی توانست با یک اعلام ناگهانی و بدون مقدمه چینی صورت گیرد. برای یک شهروند المانی می توانست بسیار عجیب و یا غیر قابل قبول باشد که ناگهان اعلام کنند صرف یهودی بودن یک فرد چنان جنایت عظمایی است که مجازات مرگ در پی دارد. هیتلر اعلام این سیاست را با ترفندی خاص و به شیوه شعبده بازان انجام داد. او در سخنرانی معروف خود در این زمینه گفت:
«من به عنوان يک مسيحی ارادت عميقی به پروردگارم و به رزمندگی منجی ]مسیح[ دارم. ارادت من معطوف
به مردی است که در تنهايی، در جمع ياران اندک اش، ماهيت اين يهوديان را تشخيص داد و مردان اش
را به نبرد با آنها فراخواند. کسی که سوگند به پروردگار، بزرگ ترين محنت کش نبود، بلکه بزرگترين
رزمنده بود. من به عنوان يک انسان و يک مسيحی در کمال عشق اين آيات را تلاوت می کنم که می
فرمايد چگونه خدا ]مسیح[ عاقبت بر می خيزد، تازيانه را برمی دارد و جوجه افعی ها و مارها را از معبد خود
بيرون می راند . نبرد او برای پاکسازی جهان از يهوديان چه مهيب بود . امروزه، پس از دو هزار سال،
هنوز از ژرفای وجود خود احساس می کنم که او به همين خاطر خون خويش را نثار صليب کرده
است. من به عنوان يک مسيحی وظيفه دارم تا نگذارم فريبم دهند، و وظيفه دارم در راه حق و عدالت
پيکار کنم… و اثبات ما برای صحت عملمان همين نارضايتی است که هر روز فزونی می يابد . من
هم در قبال مسيح و هم در قبال مردمم وظيفه دارم.»
اجازه دهید این متن را کالبدشکافی کنیم و ببینیم هیتلر در این چند سطر چگونه یهودی کشی را که در ابتدای امر عملی غیرانسانی و شریرانه می نماید با بیان چند جمله به یک وظیفه مسیحایی تبدیل می کند و دریابیم راز این تردستی در چیست. نحوه استدلال هیتلر به این صورت است:
الف- یهودی ستیزی چیز جدیدی نیست و در صدر مسیحیت هم بوده است
ب- ممکن است یهودیان در ظاهر بی ازار باشند اما ماهیت پلیدی دارند و مسیح این ماهیت را تشخیص داد
ج- ما وظیفه داریم از مسیح تبعیت کنیم بنابراین یهودی ستیزی وظیفه ماست
البته در متن بالا نکات فرعی دیگری هم وجود دارد مانند اینکه هیتلر موذیانه ماجرای راندن فریسیان (فرقه خاصی از یهود) از معبد سلیمان را که در انجیل ذکر شده ابتدا به تمام یهودیان هم عصر عیسی و سپس به تمام یهودیان قرون و اعصار تعمیم می دهد و گذشته از این شیادانه ماجرای راندن فریسیان از معبد را به «نبرد او برای پاکسازی جهان از يهوديان» تعبیر می کند.
اما تردستی هیتلر در این نکته نهفته است که حتی به فرض پذیرش تک تک مقدمات مغلوط و بی پایه مطرح شده، این مقدمات به چنان نتیجه ای که همانا تلاش برای محو قوم یهود است منتهی نمی شود. هیتلر می گوید یهودی ها ممکن است در ظاهر بی ازار و سر به راه باشند اما مسیح این حقیقت را دریافته بود که یهودی های درون معبد ماهیت خبیثی دارند و باید نابود شوند. نکته اینجاست که به فرض که چنین استدلالی درست باشد اما مگر هیتلر هم همپایه مسیح (که بنا به اعتقاد مسیحیان پسر خدا و یا خدا است و لاجرم از علم غیب و اطلاع از ماهیت پنهان هرچیز برخوردار است) می باشد که بتواند از ماهیت پنهان و خباثت پنهان افراد مطلع شود؟ فرض کنیم که به واقع مسیح دریافته بود یهودیان مستقر در معبد ماهیت پلیدی دارند و باید از معبد رانده شوند یا حتی چنانکه هیتلر با شیادی خلط مبحث می کند کشته شوند، اما عملی مشابه از سوی هیتلر تنها در صورتی مجاز خواهد بود که او هم مانند خدا از ماهیت پنهان ادمیان مطلع باشد و تشخیص دهد چه کسانی علی رغم ظاهر درستکاری که دارند از خباثتی پنهان برخوردار بوده و مستحق قتل و کشتارند.
اما هیتلر چگونه این نکته مهم را از نظر مخفی میکند تا مخاطب از خود نپرسد که مگر هیتلر خدا است که از ماهیت پنهان دیگران مطلع باشد؟ بسیار ساده و درست همانطور که شعبده بازان عمل می کنند. او موضوعی امروزی را به گذشته ای دور پیوند زده ذهن مخاطب را چنان مجذوب کشف همانندی های یهودیان امروزی و یهودیان 2000 سال پیش می کند که اساسا موضوع ناهمانندی اشکار هیتلر و خدا از نظر دور می ماند!
در سخنرانی جمعه گذشته ایت الله خامنه ای هم دانسته یا ندانسته از چنین فرمول خدعه امیزی بهره گرفته شده است. وی ابتدا به صدر اسلام و نحوه برخورد امام علی با خوارج و قلع و قمع ایشان پرداخته سپس لفظ منافق را معنی کرده می گوید نفاق یعنی کفر باطنی و در قران هم همواره از منافقین و کفار در کنار هم یاد شده است. در پایان هم به عنوان نتیجه گیری می گوید نظام نمی تواند از حق دفاع از خود بگذرد و برخورد با این افراد وظیفه نظام است.
در اینجا نیز دقیقا همان فرمول مورد استفاده هیتلر به کار رفته است. کافی است در سطرهای بالا که نحوه استدلال هیتلر از نظر گذشت به جای کلمه مسیح از کلمه امام علی و به جای کلمه یهودی از کلمه منافق استفاده کنیم. استدلال ایت الله خامنه ای را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:
الف: منافق ستیزی چیز جدیدی نیست و در صدر اسلام هم بوده است
ب- ممکن است منافقان در ظاهر بی ازار باشند اما ماهیت پلیدی دارند و امام علی این ماهیت را تشخیص داد
ج- ما وظیفه داریم از امام علی تبعیت کنیم بنابراین منافق ستیزی وظیفه ماست
یک بار دیگر در بالا استدلال هیتلر را با استدلال ایت الله خامنه ای مقایسه کنید. من در استدلال هیتلر فقط جای کلمات یهودی، مسیح، و مسیحیت را به ترتیب با کلمات منافق، امام علی و اسلام عوض کردم و چنانکه دیدید فقط با جایگزینی همین چند اسم استدلال مورد استفاده هیتلر به استدلال مورد استفاده ایت الله خامنه ای تبدیل می شود و این امر به خوبی نشان می دهد که در هر دومورد فرمول مورد استفاده یکی است.
بنابر این می توان به سادگی همان ایرادات وارد بر استدلال هیتلر را بر استدلال ایت الله خامنه ای نیز وارد دانست. به بیان دیگر می توان گفت فرض کنید قبول کردیم که خوارج منافق بودند و منافق هم کسی است که کفر باطنی دارد یعنی کفر او پنهان است و ان را اشکار نمی کند و حتی فرض کنیم که کسانی مانند موسوی و کروبی در همان جایگاهی قرار دارند که منافقان صدر اسلام قرار داشتند اما مگر ایت الله خامنه ای هم در جایگاه امام علی قرار دارد که از کفر باطنی (نفاق) دیگران مطلع شود؟ بگذریم از اینکه برخورد با خوارج نه به دلیل کفر باطنی بلکه به دلیل مقابله نظامی انان با امام علی بود. در تمام موارد تاریخی برخورد پیامبر با منافقین هم ذکر شده که خداوند از طریق وحی پیامبر را از قصد ابراز نشده منافقان برای پیمان شکنی اگاهی داده است. ایا ایت الله خامنه ای هم در چنین جایگاهی قرار دارد و به ایشان وحی می شود یا مانند امام علی از علم لدنی برخوردار است تا از مقاصد پنهانی و ابراز نشده افراد هم اگاهی یابد و بتواند انان را به نفاق متهم کند؟
اگر ایشان چنین ادعایی ندارد (که واضح است نمی تواند داشته باشد) بهتر است به جای ماهیت پنهان افراد که اطلاع از آن بدون استفاده از علم غیب یا وحی امکان پذیر نیست، عملکرد اشکار افراد مورد قضاوت قرار گیرد و مبنای قضاوت هم قانون اساسی و قوانین رایج کشور باشد. به بیان دیگر ایت الله خامنه ای قادر نیست نفاق یا کفر پنهان را در دیگران تشخیص دهد مگر اینکه از علم غیب برخوردار باشد که میدانیم برخوردار نیست یا اینکه افراد کفرشان را اشکار کنند که در اینصورت دیگر پنهان نخواهد بود. بنابراین برخورد با افراد تحت عنوان نفاق عملی تناقض امیز و بی پایه و اساس است. نکته اصلی تنها در این واقعیت خلاصه می شود که مستمسکی برای برخورد با مخالفان وجود ندارد بنابراین ابتدا مطرح می شود که انحراف انان پنهان است و برخورد با انحرافات پنهان چیز جدیدی نیست و در صدر اسلام هم بوده است اما با تردستی این نکته درز گرفته می شود که ایت الله خامنه ای یا هرکس دیگری علم غیب ندارد تا از عوالم پنهان دیگران مطلع شود.

کافه نادری مگر میشود هیتلر و خامنه ای را یکی دانست مگر میشود قاتلین دهه 60 را با یهودی های به قتل رسیده یکی دانست پس بد نیست دید خود را بازتر کنی و نکات مهمتری را پیدا کنی علی هم یک جنایتکار مثل بقیه مگر اسلام چه گلی بر سر ما و امثال ما زده که موسوی وکروبی اینکار انجام دهند . و متشکرم از نکته سنجی ات
«ایت الله خامنه ای قادر نیست نفاق یا کفر پنهان را در دیگران تشخیص دهد مگر اینکه از علم غیب برخوردار باشد»
من مطلب رو کامل نخودم ولی فکر میکنیم اگر به خطبهی خامنه ای از زاویهی یک پیام سیاسی نگاه کنیم ایشان قصد داشتند غیر مستقیم مخالفین رو تهدید کنند و از طرفی جا رو برای بازگشت باز بگذارند. بنده خیلی به این اعتقاد ندارم که خامنهای تماماً در این اندیشه هست که مطابق اصول اسلامی برخورد و رفتار کنه.
.
اشارهی ایشون به صبر و مدارای امام علی هم در همین راستا میشه بررسی کرد. در واقع از آنجاییکه صریح صحبت کردن برای ایشان هزینه داره، ایشان ترجیح میدن تا پیامشان رو غیر مستقیم به مخاطبانشون بفرستند.
.
به عبارت دیگه دعوای بین دو گروه بیشتر دعوای بین دو جناح سیاسی است و پیامهای رد و بدل شده رو بایستی از این زاویه هم بررسی کرد.
[...] تحلیل سخنرانی نمازجمعه ایت الله خامنه ای راز اصلی موفقیت شعبده بازان در انحراف توجه مخاطب نهفته است. شعبده باز همواره سعی می کند توجه تماشاگر را از اتفاق اصلی که رمز و راز تردستی را برملا می کند به جای دیگری معطوف کند. نحوه استدلال سیاستمداران عوامفریب هم شباهت زیادی به روش شعبده بازان دارد. اینان برای قانع کردن مخاطب ابتدا ذهن او را از موضوع اصلی منحرف نموده سپس با عملیاتی که بی شباهت به تردستی نیست نتیجه گیری نهایی خود را، که پس از این عملیات قابل قبول به نظر می رسد، پیش چشم مخاطب می گیرند. [...]
دست مریزاد عمو
آقایی خامنه ای مجبور است که این حرفهای بی ربط را بزند چون از مردم ایران میترسد
بسیار جالب، صریح و سنجیده به ماجرا نگاه کرده اید. اینجا من یک نکتهء ضریفی را هم اضافه کنم که ایشان، یا بنا بر تلقینات اطرافیان یا به دلیل اعتقاد شخصی( نگاه شود به نامهء میرزای شیرازی به ناصرالدین شاه) خود را نایب امام زمان میداند و شاید به دلیل تشابه اسمی، مقام «خلیفه گی» خود را در سطح خلافت و در نتیجه مقم امام علی در نظر دارد. باور بفرمایید که این آقا را اگر مانند شیخ فضل الله به اعدام هم محکوم کنند باز باور دارد که چون مسیح، با پله ای ، آساسنسوری، چیزی ، به ملکوت جهت صرف شیرینی و شربت، خواهند برد. ایشام متاسفانه در حباب و نشعهء هپروت بسر می برند.
… از بابت املای بد مرا ببخشید. دوباره خوانی نکردم؛ خصوصاً که کلیدهای پی_سی هم با مال خودم فرق دارند.
خوب بود.مطلب به صراحت مقالات دد.می تونستی خامنه ای رو کسای شبیه تر قیاس کنی.چون هیتلر مرد بودیهود کثیف رو می کشت.با سواد بود.و وطن پرستتو سگ خوش خدمت روس رو با این مرد مقایسه کردی.من یکی دیگرو بهت معرفی می کنم.مثلا فرعون.که هم مستکبر بوده.هم در دنیا ادم بی عرضه ای بوده و فقط زورش به مردم خودش می رسیده.هم احساس می کرده طرف خدا نصب شده.نظرت چیه ؟